نقوش هندسی چگونگی تاثیر آنها بر روی صنایع دستی
مجموعهای از نقوش که برای ایجاد و ترکیب آنها از قواعد و روابط هندسی استفاده میشود «نقوش هندسی» نام دارند. این نقوش در فضاهای معماری به شکل آجرچینی، آینهکاری، گچبری و نظایر آن و در هنرهای سنتی از ُ جملـه اُرسیهـا، مشبکهـای سفال و سرامیـکی، منبت، معرق، فـرش، کتابآرایـی و … مشاهـده میشوند.
هنرمند درهر موقعیت زمانی و مکانی با سنتها و هنرهای ملی خود ارتباط دارد بهطوری که آموزش و فراگیری آن هنر در حفظ اصالت و استقلال فرهنگی آن قوم و ملت نقشی اساسی دارد.
آنچه در اینجا مدنظر است، نقوش هندسی در هنرهای ملی و سنتی ایران است. باید دانست که ترسیم نقوش هندسی بر بستر و زمینههای خاص هندسی انجام میشود تا امکان رسم آنها با کمترین خطا فراهم شود.
این بستر مناسب شامل: شبکهها و زمینهها میباشد که نقوش حاصل از آنها را به روشهای مختلف گسترش میدهیم.در این مقاله به بررسی مهمترین شبکهها و روشهای گسترش مورد استفاده میپردازیم.
برخی از نقوش هندسی بر یک نظام شبکهای استوار است. نظامی که در آن، شبکههای هندسی به واحدهای مشخصی (مـربع، مثلث، لـوزی و )… تقسیم شدهانـد و بـهطور منظـم قابل تکرار هستند.
در این روش ابعاد محل موردنظر را به واحدهای منظم و معینی از مربعها، مثلثها و یا لوزیها تقسیم میکنند. هریک از این واحدها همچون مبنایی است که نقوش هندسی بر آنها ترسیم میشود. .
در نهایت ایـن واحـدها از هـر طرف، به دیگر واحدها می پیوندند تا طرح کلی را بهوجود آورد. ویژگی دیگر این نظام آن است که در آن میتوان طرحها را برحسب نیاز، بزرگتر یا کوچکتر ترسیم نمود.
لازم به ذکر است که شبکههای هندسی بیشتر در ترسیم نقوش ساده هندسی کاربرد دارد. برای این منظور ابتدا لازم است شبکههایی از مربع، مربع مورب (قناس،) لوزی و مثلث با زوایای ٤٥،٣0ویا ٦0درجه ترسیم نمود.
هرگاه اضلاع یک مربع یا مستطیل را به اندازههای برابر تقسیم کرده و سپس اندازههای بهدست آمده را بهطور دقیق به هم وصل کنیم، خانههای مربع شکل کوچکتری در درون شکل اصلی بهدست میآید که اصطلاحاً به آن «شبکه مربع» میگویند.
اگـر مـربعهـای کوچکتر در داخل مربع یا مستطیل بزرگ بهصورت مورب و با زاویه ٤٥درجه نسبت به اضلاع بزرگ بهدست آیند آن شبکه را«شبکه مربع مورب» مینامند.
ایجاد نقش در شبکههای مربع شیوههای متفاوتی دارد.در شیوه اول از اضلاع مربعها در شبکههای مربع یا مربع مورب،برای نقشسازی استفاده میشود.
در شیوه دوم، نقش ها با استفاده از اضلاع و قطرهای مربع در شبکههای مربع و مربع مورب شکل میگیرند.
در شیوه سوم، نقشها در شبکههای مربع و مربع مورب با رسم خطوطی که رأس مربعها را با زوایای خاصی به یکدیگر متصل میکنند، حاصل میشوند.
از جمله شبکههای هندسی، شبکه لوزی است که در آن لوزیهای کوچکی در کنار یکدیگر قرار گرفته وسطح شبکه را بهطور کامل پُر کردهاند.
بـرای تـرسیم شبکـه لـوزی، ابتـدا انـدازه خـط افـقـی تشکیل دهنده شبکه را درنظر بگیرید و در دوسر آن، دو خط عمود رسم نمایید.
سپس روی خط افقی را به اندازه معین (این اندازه بستگی به ریز و درشتی شبکه دارد) علامتگذاری نمایید. سپس با استفاده از گونیای ٣0یا ٦0درجه نسبت به خط افق، خطوط مورب را ترسیم نمایید.
باید دقت شود تا تمامی خطوط کاملاً دقیق و موازی هم رسم شوند تا شبکه بهدست آمده دقیق باشد.
این خطوط مورب دو خط عمود را نیز در نقاطی قطع خواهند کرد که اگر از این نقاط دوباره همان خطوط را با زاویه 60 یا 30درجه ادامه دهیم. شبکه لوزی کامل خواهد شد..
حال اندازه زمینه را در هرجایی که بخواهید، تعیین نموده و خط بالای آن را رسم نمایید..
این لوزیها زاویه بستهشان برابر ٦0درجه و زاویه بازشان برابر ١20درجه است.
برای پیدایش نقوش هندسی در شبکه لوزی علاوه بر اضلاع لوزیها، قطر آنها نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
هرگاه در شبکه لوزی خطوطی موازی بهگونهای رسم کنیم که از زاویههای ١20درجه لوزیها بگذرد و آنها را به دو مثلث متساویالاضلاع تبدیل کند، شبکه بهدست آمده «شبکه مثلث» خواهد بود.
شبکه مثـلث از جملـه شبکههایی است که کـاربرد فـراوان در پیدایش نقشهای هندسی، از جمله نقشهای مربوط به هنر خاتمسازی دارد.
در پیدایش نقشهای هندسی و اجرای آنها علاوه بر دانستن بسترهای مناسب مانند شبکهها که پیش از این آن را آموختهاید شیوههای گسترش این نقوش نیز حائز اهمیت است. نقوش هندسی بیشتر با شیوههای مختلف تقارن در سطوح مختلف گسترش مییابند، گرایش به تکرار منظم و متقارن این نقوش و پدیدهها در گذر تاریخ بسیار مورد توجه انسانها بوده است. نمونههای فراوانی را میتوان در آثار گوناگون هنری و تاریخی مشاهده کرد.
هنرمند برای ایجاد هماهنگی، تناسب و زیبایی، نقش منفرد یا مرکب را ایجاد کرده و با تکرار و گسترش آن یک سطح وسیع را تزئین میکند.
به این ترتیب گاه با تکرار یک نقش هندسی، تقارن و هماهنگی ایجاد میشود. معمولاً یک واحد نقش (واگیره) رسم میشود و این واحد نقش با تکرار خود، نقش اصلی را ایجاد میکند که میتوان آن را در سطحی وسیع پیاده نمود.
بنابراین برای تکرار و گسترش متقارن، یک شکل هندسی بـرطبـق قاعده خاصی بـه جـای دیگر تغیـیر مکـان میدهـد. ایـن تغییرمکان به روشهای انتقالی، محـوری، دورانی و گاه از دو روش همزمان میتـوان استفاده کرد مانند: انتقال و دوران ــ انتقال و محوری ــ دوران و محوری
این شیوه از قـرینهسازی یکی از قدیمیترین شیوههای گسترش نقش میباشد که نمونههای آن را میتوان در آثار تاریخی شاهد بود
در این شیوه اندازه و جهت نقش تغییر نمییابد و تنها مکان آن در جهتهای مختلف تغییر یافته و تکرار میشود. در هندسه برای این منظور علامت بردار که بهصورت پارهخطی جهتدار و دارای امتداد و اندازه معین است بهکار میرود.
قرینه محوری نسبت به قرینه انتقالی پیچیدگی بیشتری دارد هنرمندان سنتی آن را قرینه لولایی نیز میخوانند. در این نوع از تغییر مکان، دو نقش باهم برابر هستند اما قابل انطباق نیستند و به صورت معکوس حول یک محور تکرار میشود. همانند تصویر یک نقش در آینه .
نکته: باید توجه داشت که در گسترش برخی از نقشها میتوان از هردو شیوه انتقالی و محوری بهره برد و نقش یکسانی را بهدست آورد.
در این نوع از تقارن نقش موردنظررا با دوران حول یک نقطه یا یکی از رأسهای آن، به اندازه زاویههمان رأس میچرخانیم.
میتوان آن را به تعدادی که نهایتاً دایرهای را بپوشاند تکرار کرد.
نکته: باید توجه داشت که تقارن دورانی را میتوان همراه با قرینه انتقالی و یا محوری بهکار برد. لیکن در هر دو شیوه نقش باید بهگونهای باشد که دایرهای را بپوشاند.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری